نقد و معرفی قارا مجموعه شیخ صفی - سید حیدر بیات

از آن جا که یکی از کشفیات مهم زندگی استاد دکتر صدیق، کشف قسمتهایی از کتاب قارا مجموعه از تقریرات شیخ صفی الدین اردبیلی است، نقدها و سخنان فراوانی در این زمینه نگاشته شد. در زیر یکی از مقالات را که به محتواکاوی کتاب قارا مجموعه پرداخته است، قرار دادیم:

رساله «عقاید اولیاء سبعه»؛ ستاره‌ای درخشان از منظومه قارامجموعه

سید حیدر بیات

قارا مجموعه همانگونه که استاد صدیق نیز مرقوم فرموده‌اند مجموعه‌ای از عقاید مشایخ صوفیه در شمال غرب کشور است که بعد از قرن هفتم و هشتم هجری توسط مشایخ یا مریدان نگارش یافته‌اند و نام این مجموعه با شیخ صفی پیوند خورده است. در واقع قارامجموعه در عین حال که یک مکتب عرفانی است اما یک جریان ادبی نیز محسوب میشود که حتی میشود نام سبک ادبی مثلا سبک نثرنویسی قارامجموعه یا نوع ادبی یا حتی یک جریان ادبی را بر آن اطلاق کرد که در حدود هشتصد سال اخیر به ظهور رسیده است و حتی اکنون نیز میشود سراغ آن را در برخی از از تکیه‌های صوفیه مربوط به علویان گرفت که ورد زبان صوفیان و مریدان این خانقاه‌هاست. باری نگارنده ترجیح میدهد که نام آن را منظومه قارا مجموعه بگذارد که ستارگان درخشانی را در آسمان ادبیات آذربایجان پدید آورده است که علاوه رسالات منثور معرفی شده و نشده آن باید دیوان ترکی شاه اسماعیل خطائی، عاشیق قربانی و حتی بخشهایی از آثار کسانی چون حکیم تیلیم‌خان ساوه‌ای و غریبی منتشاء اوغلو و دیگران را در طول این مجموعه پژوهش و بررسی نمود البته ما هنوز در آغاز این راه قرار داریم و بسیاری از نسخه‌های خطی مربوط به این جریان مذهبی ادبی به صورت مخطوط در انتظار پِژوهشگران هستند و در واقع کار پژوهش قارامجموعه با انتشار کتاب قارامجموعه استاد دکتر صدیق کلید میخورد و به هیچ وجه پایان نمی‌پذیرد. ضمن تشکر از زحمات بسیار حضرت استاد دکتر صدیق و نیز همکاران و یاوران ایشان از جمله آقای محمد صادق نائبی که از ابتدای کار عصای دست استاد بودند و نیز آقای داوود بهلولی که برگردانی از رساله‌های چاپ شده مجموعه را به فارسی ارائه کردند و در واقع گام بسیار مهمی در شناساندن قارامجموعه به مجامع علمی کشور توسط ایشان برداشته شد، بار دیگر متذکر میشوم که قارا مجموعه پژوهی در آغاز راه قرار دارد و کار سترگ استاد صدیق باید توسط پژوهشگران تازه نفس ادامه یابد. نگارنده نیز خود را موظف میدانم که در این راه قدمی هر چند کوچک بردارم و در همین راستا از یکسال پیش نسخه‌ای از نسخ متعلق به قارا مجموعه‌ را که در جزء کارهای آقای صدیق به چاپ نرسیده است به دست آورده و برای معرفی و تصحیح و در نهایت نشر آن تلاش می‌کنم. مقاله این جانب نیز به معرفی همین نسخه خطی اختصاص یافته است. 

نام کتاب: 
عقاید اولیاء سبعه 
(یئددی اولیالر اینامی – عقاید اولیاء هفتگانه)

مشخصات نسخه:
نسخه منحصر به فردی از این کتاب که بصورت مذهب در کتابخانه خطی آستان قدس به شماره 204 نگهداری می شود. این کتاب جِزء کتابهای دارلسلطنه اصفهان بوده است، که بعد از سقوط خاندان صفویه این مجموعه به دست نادر شاه افشار می افتد و نادر شاه افشار آن را به همراه 700 جلد کتاب دیگر از کتب دارلسلطنه اصفهان، در سال 1145 به کتابخانه آستان قدس هدیه می کند.
نویسنده کتاب: سلطان محمود بن سلطان برهان الدّين بن شيخ جمال الدين قطب الاولياء شيخ زاهد
به درخواست فرزند خود ملك طيفور نوشته است. همانگونه که از متن معلوم میشود نویسنده سلطان محمود بن سلطان برهان الدین نوه پسری شیخ زاهد گیلانی است. از حیات مولف خبر نداریم اما باید معاصر ابن بزاز اردبیلی مولف صفوه الصفا باشد که به نوشته آقا بزرگ تهرانی در الذریعه در سال هشتصد هجری وفات کرده است. (الذریعه ج 23 ص 239) چرا که مولف این کتاب با سه واسطه به شیخ زاهد گیلانی میرسد و اگر فاصله هر نسل را بین 25 تا سی سال حساب کنیم احتمالا مولف در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم زنده بوده است.
کتاب این مولف به دلایلی که برما مشخص نیست همراه سایر نسخ قارامجموعه در تاریخ رسمی به فراموشی سپرده شده‌اند اما صفوه الصفا یک بار در زمان شاه طهماسب صفوی خلاصه شده است و موسوعه مؤلفی الامامیه از تلخیص آن به امر شاه طهماسب صفوی خبر میدهد: «اعده با مر شاه طهماسب صفوی، موسوعه مولفی الامامیه ج 2 ص 245»
به هر حال قدر مسلم اینست که نویسنده این کتاب یکی از مشایخ طریقت صفویه است و مولف نامی بر کتاب خود ننهاده است و بعدها توسط مریدان این نام شیوع یافته است و مولف عقاید خود را نیز به همراه شش شیخ تن از اولیاء دیگر بیان کرده است که با عقاید خودش عقیده هفت تن مطرخ میشود و اینکه نام کتاب به اولیاء سبعه مشهور شده است نشان عظمت مولف کتاب است.

آغاز کتاب:
«شكر و سپاس و ستايش اول خالق قديمه كي موجود واحد و احد و حيّ و عليم و سميع و بصير و مريددور اؤز ذات مبارك شريفيلن مستغني‌دور قامو اشيادين و منزّه وارودور قامو عيبلر و نقصانلردين اوّلي كه اونيك اوّلي يوق و آخري‌دور كه اوننگ آخري يوق و ظاهري دور كه اوندين بلّو و يوقارو دگول هيچ شئي و باطني دور كه اوندين اوزگه هيچ شئي دگول شئيئيّت حقيقي ايلن ايره لودور وارلوقي قامو قبليت لردين ازل الآزال و سونكره لوقي بعديت لردين ابد الآباد»

انجام کتاب:
«و اول حضرتینگ نفعی و فایده‌سی یئتیشور قامو خلقه ظهورننگ زمانینده ایله کی گون طلوعی وقتینده فایده‌سی یئتیشور قامو اشیاییه و و غیب زمانینده فایده‌سی یئتیشور ایله کیم گون بولوگونده قویاشینک نفعی یئتیشور. و قامویه ضروردور اول حضرتی بو اوصافیلن تانوماق و قامو ایشلارده اول حضرت‌دین استعانت ایستماک، بودور بیزی اعتقادموز اول امام و خلیفه‌یه و قامو ٱتا و آبالارموز و مرشدلارموز اعتقادی و السلام علی من اتبع الهدی.»

زبان کتاب:
این کتاب به شیوه ادبی قدیمی ترکی آذربایجان نگارش یافته است که بعضی از اساتید به آن ترکی اردبیلی نیز اطلاق کرده اند. این شیوه که به زبان متکلمین اردبیلی نزدیکتر است و رابطه ای تنگاتنگ با اردبیلی بودن خاندان شیخ دارد هنوز هم به عنوان یک زبان معیار ادبی در کتابهای مرثیه آذربایجان کاربرد دارد و تقریبا تمام رساله های معرفی شده وابسته به قارامجموعه نیز به همین شیوه نگاشته شده اند. این شیوه همانگونه گفته شد زبان معیار ترکان ایران درگذشته بوده است و نگارنده نسخ مختلفی از کتابهای ترکی را به همین زبان معیار در میان ترکان خراسان، شیراز، اراک و... دیده‌ام.
این شیوه قرابتهای اندکی با ترکی جغتایی دارد از کلمه قویاش به معنی آفتاب مثلا در این نسخه به کرات به کار رفته است. و برخی از اینگ‌ها که در اصطلاح ادبی به آنها غنه گفته میشود و از مختصات ترکی میانه است نیز در این نسخه و ایضا سایر نسخه‌های منظومه قارامنظومه دیده میشود. گفتنی است که این خصیصه هنوز هم در زبان برخی از ایلات قشقایی وجود دارد اما در ترکی آذربایجانی از بین رفته است.

اولیاء سبعه چه کسانی هستند؟

1. شیخ زاهد گیلانی
2. شیخ صفی الدین اردبیلی
3. شیخ جلال الدین
4. شیخ صدرالدین
5. خواجه سلطان علی
6. شیخ برهان الدین
7. محمود بن شیخ برهان الدین

و همانگونه که عرض شد مولف کتاب نیز یکی از این اولیاء محسوب میشود.

سلسله اسناد طریقت صفویه یا زاهدیه و آذربایجانی بودن این طریقت
نکته جالب توجه در سلسله اسناد سلسله صفویه آنست، که این سلسله یک سلسله آذربایجانی است که بزرگان آن به غیر از شیخ زاهد گیلانی همه از تبریز و شهرهای زنجان از قبیل سهرورد و ابهر و سجاس هستند و چنانکه در همین رساله عقاید اولیاء سبعه مذکور است این مشایخ به صورت زیر هستند:
1. شیخ صفوی اردبیلی
2. شیخ زاهد گیلانی
3. سید جمال الدین تبریزی
4. شيخ شهاب الدين محمود تبريزي
5. شيخ ركن الدّين سجاسي زنجانی
6. قطب الدين ابوبكر ابهري زنجانی
7. شيخ ابونجيب سهروردي زنجانی

همانگونه که دیده میشود به جز شیخ زاهد که در حاشیه آذربایجان قرار دارند دونفر نفر از تبریز و 3 نفر دیگر از این اولیاء و مرشدان طریقت از زنجان هستند و بی جهت نیست که میراث گرانقدر این سلسله با زبان ترکی به دست ما رسیده است. در واقع ترکی نویسی نوه شیخ زاهد گیلانی نیز بر این امر مهر تایید میزند و این سلسله به عنوان سلسله ای که زبان ترکی را به عنوان زبان رسمی تبلیغ خود در آذربایجان برگزیده بود مطرح میشود.

تصریح به شیعی بودن طریقت صفویه:
«قارداشلارموز زاهدي و صفوي لردين كه بيزوم مرشدلر عقيده و اعتقادلري حضرت امام العالمين و هادي المرشدين و صي سيّد المرسلين اميرالمومنين عليّ مرتضي عقيده سي دور و شريعتوموز شريعتي دور كه اول حضرت عمل و فتوي ايدوب اَل دين اَلَه اول مقتداي اهل ايمان و توحيددين بيز بي بضاعت لره يتيشوب دور»
ترجمه: "برادران بدانید که عقاید مرشدان ما همان عقاید امام العالمین و هادی المرشدین و وصی سیدالمرسلین امیرالمومنین علی مرتضی است و شریعت ما همان است که آن حضرت بدان فتوا داده و دست به دست گشته و به ما بی بضاعتان رسیده است. "
در این سخن علاوه بر تصریح به شیعی بودن طریقت صفویه از شریعت نیز سخن رفته است و معلوم می کند که سلسله صفویه بر خلاف بعضی دیگر از سلسله‌های دیگر تنها به طریقت بسنده نکرده و به شریعت و احکام الهی از قبیل نماز و روزه و خمس و زکات و... که در کتب فقهی مذکور است پایبند بوده اند.

منتهای این سلسله به امام علی ختم میشود که سلسله جنبان و سرحلقه اکثریت قریب به اتفاق سلسله های طریقت اسلامی اعم از سنی و شیعه است و کمیل بن زیاد نخعی دومین حلقه این سلسله است که صفویان و زاهدیان به او ارادت دارند.

نکاتی دیگر در باره این کتاب
همانگونه که گفته شد اکثر نسخ قارا مجموعه انشای پیران است که به دست مریدان تقریر یافته است اما این نسخه خود نوشته شیخی از مشایخ این سلسله است و به همین جهت این کتاب نسبت به مجموعه های دیگر قارامجموعه که معمولا به بیان نکات عامه فهم می‌پردازند علمی تر و نخبه گراتر است. و در واقع شاید بتوان گفت گزیده‌ای از عقاید مهم فلسفی و کلامی هفت اولیاء که شیخ صفی نیز جزء آنهاست در این کتاب آمده است. و مولف فاضل آن، خود به تمام زیر و بمهای این طریقت آشنا و به کتابهای موجود در این زمینه دسترسی داشته است. اگرچه به جهت اختصار و خلاصه بودن کتاب به هیچ یک از این منابع اشاره نکرده باشد. فهرست نویسان آستان قدس رضوی این کتاب را جزء کتب حکمت خطی دسته بندی کرده اند. فهمیدن بعضی از مطالب این نیاز به آشنایی خواننده با فلسفه و کلام اسلامی دارد. هم از این روی این رساله جِزء کتابهای علمی طریقت صفویه محسوب میشود برای نمونه قسمتی از مطالب آن را که فهمیدن آن نیاز به دانش فلسفه و کلام دارد را دراینجا می‌آوریم:
«عالمي دور كه اونيگ ايلن معلومي اراسنده اوزگه علم و بيلوك يوق قادردور يوق قدرت زايد ايلن بلكه ياراتن و خلق ايدن دور وجود و علم و قدرتي بير و متحد دگول هيچ شئي ايلن نظير و شريكي يوق هيچ وجهيلن بلكه فرد و منفرددور قامو جهتدين و مبرّادور واري اوقشايش و شباهتدين هيچ شئي اوننگ قارشو و مقابلي دگول ياووقدور قامو اشيايه يوق تماس و مكان ايلن ييراقدور قامو اشيادين يوق بعد و مسافت ايلن دگول هيچ شئي ده طول (حلول؟)وجهي ايلن و نه هيچ شئي اونده حلول؟؟ و اتحاد جهتي ايلن جوهر دگول كه اعراض محلي اوله و عرض دگول كه حالّ اوله بلكه جوهر و عرض ياراتان و خلق ايدن دور روح دگول كه آلته محتاج اوله عقل دگول كه محصور و محاط اوله جسم و جسماني دگول كه مركب و محتاج اوله بلكه واري ننگ خالقي و موجدي دور منزّه و مبرّادور نيجه و نيچه دين قادر و محيط دور قامو اشيايه واري ننگ ابتداسي اوندين و رجوعي اونه دور»

ترجمه مختصر این متن چنین است: خداوند عالمی است که بین علم و معلوم او واسطه‌ای نیست و توانا ست بدون قدرت زاید بلکه آفریننده و خالق است و وجود و علم و قدرت او با هیج چیز متحد نیست نظیر و شریک ندارد بلکه فرد و منفرد است از جمیع جهات و مبراست از تمامی شباهتها. هیچ چیز در مقابل او او قرار نمی‌گیرد. به همه اشیاء نزدیک است بدون تماس و بدون قرب مکانی و از همه دور است اما نه با مسافت با هیچ چیز به وجه حلول متحد نیست، جوهر نیست که محل اعراض باشد و عرض نیست که حال باشد بلکه خالق عرض و جوهر است. روح نیست که مرکب و محتاج به آلت باشد (مثل نیاز روح انسان به جسم انسان. بیات) عقل نیست که محصور و محاط باشد و.....
چنانکه معلوم شد فهمیدن تک تک این جمله‌ها و اشارتها نیاز به تفسیر و شرح حکیمان دارد. باری همین رساله علمی که قطعا مربوط به صد سال پیش از تاسیس حکومت صفویه است از راز گسترش تحقیقات فلسفی و کلامی در زمان صفویه پرده برمیدارد که چرا در زمان صفویه به رغم سیطره همه جانبه فقیهان دانش فلسفه از رکود چند صدساله بیرون آمده و بر فضایی که تهافت الفلاسفه غزالی بر جهان اسلام حاکم کرده بود غلبه پیدا می کند. جواب این سوال دقیقا در این کتاب داده شده است و علایق فلسفی شیخ صفی اردبیلی به عنوان مرشدی که حکومت صفویه بر اساس اندیشه ها و آرای او شکل گرفت، بعد از به حکومت رسیدن این خاندان، در این حکومت ظهور می کند و هم از اینروست که به رغم فشار فقهای فلسفه ستیز در این عصر هیچ گزندی به فلاسفه نمیرسد و مجازات ملاصدرا که به زعم فقیهان اعدام بود به تبعید تقلیل می یابد حال آنکه اشخاصی چون شیخ شهاب الدین سهروردی و نسیمی و عین القضات همدانی در خارج از قلمرو صفویه و در حکومتهای قبلی جان خود را به جرم عقاید فلسفی و عرفانی از دست داده بودند. اما در حکومت حاکمان صفوی فلاسفه بزرگی چون میرداماد، ملارجبعلی تبریزی، میرصدرا و دیگران حوزه درسی و پژوهش خود را توسعه داده و آثار گرانقدری از دور جدید نضج و تکامل فلسفه اسلامی ازآنان به جای مانده است که در دوره قاجار نیز همین امر ادامه یافت و در دوره پهلوی با تاسیس دانشگاه تهران و دانشگده معقول و منقول اندیشه فلسفی به عنوان ابزار فارسی پرستی و پهلوی مابی قرار گرفت و ضربه بزرگی بر پیکره فلسفه اسلامی وارد شد، اما در این دوره نیز شاگردان مرحوم بادکوبه ای (باکوئی) از ترکان آنسوی ارس در نجف اشرف به تلاشهای فلسفی خود ادامه دادند که علامه طباطبائی محصول همان مکتب بزرگ است و حوزه علمیه قم از اواخر حکومت پهلوی و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تلاشهای مرحوم علامه طباطائی تبریزی دور جدیدی را در تدریس و پژوهش فلسفی در تاریخ شیعه شروع کرد که این تلاشها همچنان در حوزه قم و بعضی شهرستانها ادامه دارد.

سخن فرجامین:
طبیعی است که رساله‌های قارامجموعه که از طرف عده‌ای معروض طعن و انکار شدند با دلایل علمی متقن و به گواهی نسخ خطی این مجموعه که در کتابخانه‌ها پراکنده هستند وجود داشته‌اند و به هیچ وجه قابل انکار نیستند. بخشی از این رسالات به رغم وجود بدخواهان بسیار که سلسله صفویه را همراه با زبان و فرهنگ ترکان ایران نشانه رفته بودند به دست ما رسیده است و بی‌شک نسل جوان و حقیقت جوی ما بخشهای نامکشوف آن را نیز کشف خواهد نمود و صد البته مسلم است که نام حسین محمد زاده صدیق به عنوان کسی که با جرئت تمام تیر سرزنش حاسدان را و طعن طاعنان و ملامت لائمان را به جان خرید، و شوق کعبه حقیقت آنی از دل او به دور نشد و به قول خواجه:
در بیان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

بله، نام حسین محمد زاده صدیق به عنوان آغازگر این راه پرخطر و دشوار همواره در تاریخ ادبیات این مرز و بوم خواهد درخشید.
ضمن تشکر از استاد و شما عزیزان که با حوصله حرفهای اینجانب را شنیدید سخن خود را به پایان می‌برم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید